کتاب با دست من گلوی کسی را بریده اند
شاعر: حامد ابراهیم پور

باران به روی پنجره هاشور می زند
باران گرفته است و دلم شور می زند
در حسرت نوشتن یک شعر تازه ام
بگذار تا به حرف بیاید این جنازه ام
از خواب های یخ زده بیرون بکش مرا
از این تن ملخ زده بیرون بوش مرا
در خاک، تکه های تن مرا نشان بده
با خود مرا ببر، وطنم را نشان بده
نگذار راه آمدنم را عوض کنند
نگذار نقشه ها وطنم را عوض کنند
نگذار تا اسیر شوم زیر پیله ام 
بی آبرو شوند ن قبیله ام
نگذار دین، هراس بریزد به دین من
نگذار چاه نفت شود سرزمین من
نگذار زخم های تنم بیش تر شود
نگذار رودخانه ی من بی خزر شود

‌برای تهیه ی این کتاب می توانید به پیج اینستگرام نشر شانی مراجعه کنید:
@nashreshani1

همچنین می توانید از سایت نشر شانی تهیه کنید: 

http://www.nashreshani.com


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

شکرگذاری پاورپوینت دین و زندگی فروشگاه اینترنتی مجاز محصولات زناشویی فی کالا کد 32370 • خرید محصولات زناشویی،خرید لوازم زناشویی،ژل تاخیری،اسپری تاخیری،کاندوم تاخیری لیست تمام باربری و اتوبار های تهران اطلاعات تحصیلی خرید کولر گازی معرفی آموزش ها و کتاب های صوتی E L E C O M 9 0 Amanda